همیشه فکر میکردم واسه کسی که داره زجر میکشه بهترین چیزه . . .
ولی هیچوقت فکر نمیکردم این تیر انقدر درد داشته باشه . . . خیلی زجر آور بود /
یا مُقَلبَ القُلوبِ وَ الاَبصار
یا مُدَبّرَ اللیلِ وَ النّهار
یا مُحَوِّلَ الحَولِ وَ الاَحوال
حَوِل حالِنا الی اَحسَنِ الحال
عید باستانی نوروز رو به تمام مردم ایران زمین و ایرانیان خارج از این مرز و بوم تبریک میگم !
انشاءا... که سال خوب و پر برکتی رو در کنار خانواده داشته باشید . . .

آدمای جالبی داره ، اتفاقات جالبی رو پدید میارن/
وقتی تو خیابون راه میری ، مجموعه ای از عجیب ترین ها در اطرافت در حرکته ، آدمای عجیب تر :
یکیو میبینی که الان تو فکر اینه که امسال تعطیلاتشو تو کدوم یک از جزایر کارائیب سر کنه و کنارش فردی با خانوادش رد میشه که داره شبانه روز سگدو میزنه که این روزای آخر سالو شرمنده اونا نباشه./
نمیخوام بگم چرا . . .
تا بوده همین بوده . . . اصلا قانون طبیعت اینه . . . اگه هر موجودی نقطه مقابلی نداشته باشه که تعادل طبیعت به هم میریزه !
دنیای ما درست مثل مجموعه اعداد صحیحه ، برای هر چیز بزرگ یا کوچیکی یه قرینه وجود داره که باعث ایجاد نظم مجموعه میشه . . .
فرض کن همه مثل هم میشدن . . . آیا دنیا از اینی که هست وحشتناک تر نمیشد ؟
نه نباید همیشه اومد و گفت که خدا جون چرا بعضیارو ناتوان آفریدی و بعضیارو غنی . . .
اتفاقا من میگم باید این طوری باشه . . . نه به خاطر این که نه جزو اون طبقه ناتوانم ، نه جزو اون طبقه غنی و چون از این دو دسته جدام اینجوری میگم ، نه به نظرم تنها دلیل تعادل طبیعت همینه .
من از خدا یه چیز دیگه میخوام . . . یه چیز خیلی ساده تر که اگه همه میتونستن اونو انجام بدن این تعادل برقرار میشد . . . ولی نه مثل این که کسی نمیتونه بیشتر از این بازش کنه !
خدایا شکایت من اینه :
چرا چشمای مارو باز نمیکنی ؟
چرا به انسان ها کمک نمیکنی تا بتونن اطرافشونو ببینن ؟
چرا اون روز به اون پسر مغازه دار کمک نکردی که بتونه ببینه ؟
اون روز اون نفهمید که وقتی یه مرد 45 ساله ، شب عید با خانوادش میاد خرید ، باید هزار تا خواسته بجا و نابجای خانوادشو برآورده کنه ، و صد البته مشکل مالیش نمیذاره که بتونه با آرامش به ویترینا نگاه کنه ، نمیذاره که بتونه جواب گستاخی تو رو بده . . .
خدایا چند روز دیگه تولد طبیعته ، من ازت یه عیدی میخوام ، میخوام چشمامو باز کنی / البته اگه بیشتر از این باز میشه . . . . . . . . /
دیده اگر جانب خود واکنی در تو بود آنچه تمنا کنی
عاقبت از غیر نصیب تو نیست غیر تو ای خفته طبیب تو نیست
چاره خود کن که طبیب خودی همدم خودشو که حبیب خودی
پیر تهی کیسه بی خانه ای داشت مکان در دل ویرانه ای
گنج زری بود در آن خاکدان چون پری از دیده مردم نهان
پای گدا بر سر آن گنج بود لیک ز غفلت به غم و رنج بود
روز به دریوزگی از بخت شوم شام به ویرانه درون همچو بوم
عاقبت از فاقه و اندوه و رنج مَرد گدا مُرد و نهان ماند گنج
ای شده غافل ز غم و رنج خویش چند نداری خبر از گنج خویش
گنج تو آن خاطر آگاه توست گوهر تو اشک شبانگاه توست
از ره غفلت به گدایی رسی گر به خود آیی به خدایی رسی
غیر که غافل ز دل آزار توست بی خبر از مصلحت کار توست
چشم بصیرت نگشایی چرا ؟ بی خبر از خویش چرایی چرا ؟
غیر ز دل خواه تو آگاه نیست هیچ دلی را به دلی راه نیست
***
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می کرد
رفتیو خاطره های تو نشسته تو خیالم . . .
بی تو من اثیر دست آرزوهای محالم .
یاد من نبودی اما ، من به یاد تو شکستم . . .
غیر تو که دوری از من دل به هیچکسی نبستم .
هم ترانه یاد من باش ، بی بهانه یاد من باش . . .
وقت بیداری مهتاب ، عاشقانه یاد من باش .
***
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد . . .
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتنو بلد شد.
اگه دوری اگه نیستی ، نفس فریاد من باش . . .
تا ابد تا ته دنیا ، تا همیشه یاد من باش .
***
رفتیو خاطره های تو نشسته تو خیالم . . .
بی تو من اثیر دست آرزوهای محالم .
یاد من نبودی اما ، من به یاد تو شکستم . . .
غیر تو که دوری از من دل به هیچکسی نبستم .
***
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد . . .
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتنو بلد شد.
اگه دوری اگه نیستی ، نفس فریاد من باش . . .
تا ابد تا ته دنیا ، تا همیشه یاد من باش .
***
رفتم سر کلاس نشستم یه تغییر غیر قابل پیش بینی رخ داده بود ! احساس کردم یه لحظه زیر یه دوش آب سرد رفتم و دوباره یه سیل وجودمو شست . . .
خواستم برم مترو که نشد چون خیابونا قفل بود پس تصمیم گرفتم برم یه متروی دیگه . . . تو راه دیدم که دل آسمونم گرفته و داره زار زار گریه میکنه . . .
سر کلاس بودم و احساس میکردم خودم نیستم . . . احساس میکردم یه چیزی داره عوضم میکنه . . . آسمون دلم گرفت و شروع کرد به باریدن . . .
همیشه دوست داشتم که زیر بارون وایسم چون بارون آدمو میشوره ، تمام اتفاقات ناگوارو با خودش میشوره و میبره به اعماق زمین تا اون جا بمیرن ! اون بارون سیل آسا هم دقیقا همین طور بود . . . منو شست
وقتی از کلاس میرفتم خونه فهمیدم که یه بارون نامعلوم منو شسته و به کلی عوضم کرده . . . من دیگه اون عباس دیروز نبودم . . . اون به من ثابت کرد که تو این دنیا هیچ چیز غیر ممکن نیست حتی واسه کسی مثل من که فکر میکردم رو خودم کنترل دارم . . .
حالا اون بارون قطع شده ولی اثراتش مونده . . . تو خیابون سیل اومده . . . آب همه جارو گرفته و زمینم داره شسته میشه . . . حالا بعد از اون بارون که رو قلبم ریخت دل من هم داره شسته میشه . . . میخوام رو این قلب جدید چیزایی رو بنویسم که ارزششو داره ، کاشکی خودش بدونه !
خدایا کمکم کن !
- Do you know why ?
- Because It's my country .
- Do you know why ?
- Because It's My home .
- Dou you know why ?
- Because of those holy martyrs . . .
- Do You know why ?
- Because It's my provenance . . .
- Do you know why ?
- Maybe because our skies are high . . .
- چرا اين جوري فكر مي كنم ؟
- چون هر روز دارم چيزايي مي بينم كه سي و سه يند وجودم مي لرزه .
- مگه ما كجاييم ؟ مگه ما كي هستيم ؟ مگه آخرش قرار نيست تو دو متر جا بخوابيم ؟
- خيليا حرمت داري نمي كنن ، نمي فهمن چون معلمشون خوب نبوده . حداقل تو اين يه ماه بي خيال شيد .
We don't even remember that there are many angels watching us.
But we are powerful .
The Devil May Cry when he see we say hallelujah to the CREATOR.
راجع به عنوان بگم كه چيزاي ديدم كه واژه Hell هم نميتونه اونو توصيف كنه ولي من وطنمو دوست دارم من مردممو دوست دارم حتي اگه اونور دنيا باشم .
اونا از اين فرصتا استفاده ميكنن . تا مي بينن فضا آمادس سريع زهر خودشونو مي ريزن .
فيلم 300 منو تكون داد .
نا به امروز سعي كردم نبينمش ولي نشد. امروز ديدمش و از اونا بدم اومد .
كل فيلم برام مثل يه كابوس بود .
همه چي داره هرز ميره . فرهنگمون داره تغيير مي كنه حتي سبك موسيقي گوش كردنمون.
معمولا به اين آهنگايي كه جديدا مد گوش نمي دم. دوست دارم اگر مي خوام چيزي رو گوش كنم اصيل باشه . نه منظورم موسيقي آروم نيست حتي سبك هاي Heavy مثل راك يا چيزاي ديگه هم ميتونن اصيل باشن . نمونش ميتونم Linkin Park رو بگم يا همين متاليكا كه اين همه حرف پشتش ميگن مثل كريس دي برگ و اون آهنگ استثناييش A Space Man Came Travelling كه داستان آمدن جبرئيل براي رساندن پيام نبوت به پيامبراني داتتشت كه اغلب چوپان بودند . يا آهنگ Brother John كه نا همين ديروز رو وبلاگ بود و راجع به شهوت انسان بود كه به واكنش فرشته ها و شيطان هم اشاره كرده بود .
ولي اين جا چي ؟ موضوع همه ترانه ها شده عشق ، س؟ك؟س ، شهوت و . . .
نمي گم ترانه هاي خارجي اصيلن . هنوز داريم كسايي رو كه پخته مي خونن .مثل همين كه الان داريد صداشو مي شنويد .
چند تا فيلم بود كه منو تكون دادن . . . يكي همين 300 بود يكي The Invisible بود كه توصيه مي كنم حتما ببينيدش . و همين طور سكوت بره ها . ديالوگ هاي آنتوني هاپكينز واقعا زيبا بود . و The Devil's Advocate (وكيل مدافع شيطان) كه هم نامش قشنگه هم سخنان شيطان در آخر فيلم كه درباره دو گناه كبيره - كبر و غرور- و – شهوت- بود.
300 يه تلنگر بود . براي همه ما ، به زبون بي زبوني گت كه بايد عوض شيم .
من واقعا از كمپاني برادران وارنر و كارگردان فيلم تشكر مي كنم كه حداقل منو به خودم برگردوند .
I'm Apologize for this Inconvenience . Forgive me.
P.S : Please visit the Continue page /
Written By Professional Robot
In Association With
S L E E P I N G B E A U T Y
ادامه مطلب
We Really Miss You Vahik . . .
-What's your name ?
-Vahik
-And your surname ?
-Navasartian
-What ?
- Navasartian.
It's very difficult , he laughed . . .
تا حالا شده دلت برای کسی تنگ بشه در صورتی که مدت خیلی کوتاهی از آخرین ملاقاتت با اون گذشته باشه ؟
-Vahik is a energy bomb !
-Yeah . . . We know it .
نمیدونم خوبه یا بد ولی من وقتی با یکی دوست میشم اصلا برام مهم نیست که فرد مقابل چقدر با من تفاوت سنی داره . . . حتی اگر 30 سال هم از من بزرگتر باشه با هم خیلی راحتیم یا حتی کوچک تر .
-Teacher : Who is crying ?
-Me : I don't know.
-Teacher : Is it you Abbas ?
-Me : I don't know , maybe yes .
-Teacher :Are you crying for him Abbas ?
-Me : Yeah . . .
از اولین باری که دیدمش نمیدونم چقدر گذشته ولی هیچ وقت فکر نمیکردم قاطی جمع خودمونی ما بشه.
یادمه یکی از معلمامون گفت :
قدر این واهیک رو بدونید . اگه نباشه تو کلاس همه چرت میزنن ولی وقتی هست همیشه کلاسو گرم نگه میداره .
او لبخند زد .
واقعا هم راست میگفت وقتی که نیست نبودش حس میشه .
تا حالا شده وقتی به مسافرت میرین دلتون برای شهرتون تنگ بشه ؟ مخصوصا اگه یه کمی طول بکشه ؟ خود من نمیتونم بیشتر از یه ماه خارج تهران زندگی کنم !
حالا فکر کنین که میخواید به یه مسافرت دائمی برید .
-Vahik : I want to say something to you .
-We : What ?
-Vahik : The next term will be the last term that I'll be with you .
برای من دیگه عادی شده روزی 2 – 3 نفرو اطرافم ببینم که دینشون با من فرق میکنه .
آره اون ارمنی بود برای همین هم بود که اسمش به گوش ما نا آشنا بود .
اصلا باورم نمیشه که دیگه اونو نخواهم دید .
با این که حدود 37 سالش بود از یه جوون 15 ساله امیدوار تر بود.یه جور دیگه به دنیا نگاه میکرد.اولش فکر میکردیم با ما فرق داره ولی بعد فهمیدیم چه اشتباهی کردیم .
روز آخر با یه جعبه شیرینی اومد . در خونه رو که باز کردم دیدمش داره میره . منو دید و وایساد با هم بریم.
-Me : Hello !
-Vahik : Hello !
-Me : I have a question which I can't ignore not to ask it from you Vahik .
-Vahik : So ?
-Me : Don't you think It's very hard to migrate to another country which is very far to us ?
It's not too difficult to leave the place that you born in and also grow up ?
-Vahik : Yeah . . . It's difficult but if you think this movement is in the way of reaching your goals you can suffer it .
You know . . . That country is much better than here.
-Me :Which state do you want to go ?
-Vahik : At first we'll go to
-Me : Which city ?
-Vahik : Lendel . It's near the
-Me : Howmany of your relative are there ?
-Vahik : About 90 % of them.
به خاطر اخلاقش با همه معلما دوست بود. اول از همه به دفتر رفت و با شیرینی از آن ها خداحافظی کرد.
سر کلاس همه یه جور دیگه نیگاش میکردیم .
من خودم باورم نمیشد که داره میره .
بعد از این که به همه دو سری سیرینی تعارف کرد سر جاش نشست تا برای آخرین بار کنارش باشیم که . . . دوباره مثل همیشه برق رفت . . .
همه فلاش گوشی هارو روشن کردن .
بعد از چند دقیقه بلند شد تا با همه دست بده و بره . . .
-Teacher : Oh . . . No Vahik do you wanna to go ?
-Vahik : Yes .
-Teacher : We Really Miss You Vahik . . .
-Me : Yes . . . We Really Miss You Vahik.
-Vahik : Don't be unhappy . I will contact you in future .
Goooooood Byeeeeeeeeeeeeee !
-We : Good Bye.
-Me : Please wait Vahik . . . Wait . I wanna to take a picture from you.
-Vahik : In This Darkness ?
-We : Yes.
He had already written his e-mail address on the whiteboard.
He went . . . . . . . . !
بعد از رفتنش چند قطره اشک از گوشه چشام لغزید . . . ولی چون تاریک بود کسی ندید . . .
وقتی که این نوشته روی صفحه اینترنت میاد اون توی هواپیماش نشسته و هر لحظه ممکنه پرواز کنه .
اون گفت چهارشنبه ۲ مرداد ساعت ۴ صبح پرواز داره .
الان ساعت 4 صبحه !
پ.ن:متن آهنگ رو وب تو ادامه مطلبه .درست مثل پست پیش .
ادامه مطلب
Hello Every Body !
سلام ! چطوري ؟ خوبي ؟ سلامتي ؟ چه خبر ؟ همه خوبن ان شاء الله ؟ با تابستون چي كار ميكني ؟ تابستون با تو چي كار ميكنه ؟ از اين كه ديگه اون معلمان زحمتكش (شهرداري) رو نمي بيني لذت مي بري؟
(توضيح : جمله هاي بالا بر وزن دوم شخص مفرده كه هر طور كه خواستيد ميتونيد تغييرش بديد.)
يه 2 - 3 سالي اين جا نبودم همه چي برام تازگي داره . خيابونا همه عوض شدن . اين چيزاي باريك و درازم كه اين سوسولا بهش ميگن برج خيلي اين جا زياد شده !
حالا بعد از اندي اومدم يه سري بزنم و برم .
راستي قبل از اين كه دير نشده بايد يه نكته رو بگم :
عكسي رو كه تو منوي گمشده (همون درباره وبلاگ) گذاشتم رو تو ديوار كوچمون ديدم و يه عكس ازش گرفتم و گذاشتم اين جا.زيرش نوشته بود :
"اين دخترك تنها گمشده.از يابنده درخواست مي شود او را در اولين صندوق پستي بيندازيد.در صورت لزوم حد اكثر استفاده رو از او بكنيد چون مژدگاني در كار نيست !"
البته من در دختر بودنش شك دارم ولي شما اگه پيداش كرديد به توصيه نويسنده عمل كنيد.
هم فاله هم تماشا هم . . .
ديدم محسن خان كتاب معرفي كرده گفتم منم يه كتاب معرفي كنم كه يه كم فرهنگ كتاب خوني رو بالا ببرم !
كتاب Unfortunate Events كه فارسيش ميشه اتفاقات ناگوار .تلويزيون سرنوشت ناگوار ترجمش كرده بود و ناشر هم "بچه هاي بد شانس" (!) من هر چي به اين بالا خونه فشار اوردم كه اين ترجمه چه ربطي به اسم كتاب داره نفهميدم .
نويسندش Lemony Snicket (لموني اسنيكت) و نشر ماهي چاپش كرده.
13 تا قسمته كه 12 تاش چاپ شده و قسمت سيزدهمش قرار بود اوايل اين تابستون چاپ بشه ولي نميدونم چاپ شده يا نه.
كتابش خيلي باحاله ! از 3 قسمت اولش هم يه فيلم ساختن كه تا حالا 2-3 باري شيكه 2 داده .
يه چيز جالب كتابم مقدمه هاي عاليشه كه پيشنهاد ميكنم اگرم نخواستيد كتاب رو بخونيد حتما به يه كتاب فروشي سر بزنيد و مقدمه هاشو كه پشت جلد هر كتاب نوشته بخونيد.
من يكي از مقدمه هاشو به صورت Random اين جا مينويسم :
خوانندهي عزيز،
قبل از آن كه اين كتاب هولناك را به زمين پرت كنيد و با سرعت بدويد تا هر چه زودتر از آن دور شويد، بهتر است دليل آن را برايتان روشن كنم. اين كتاب ، تنها كتابيست كه ريز تا درشت بلاهاي وحشتناكي رو كه در مدت اقامت بودلر ها در بيمارستان هايمليك بر سرشان آمد با دقت و وسواس گزارش كرده و به همين دليل جزو مخوف ترين كتاب هاي دنيا شده است.
چيز هاي خوشايند زيادي براي خواندن وجود دارد ولي در اين كتاب خبري از آن ها نيست. تك تك صفحات اين كتاب سرشار است از جزيياتي موشكافانه دربارهي يك فروشنده ي مرموز، يك جراحي غير ضروري ، يك سيستم آيفون، داروي بيهوشي، بادكنك هاي قلبي، و خبرهايي تكان دهنده در مورد يك آتش سوزي. واضح است كه چيزي كه علاقهي شما را جلب كند در اين كتاب نخواهيد يافت.
من قسم خوردهام كه درباره اين ماجراها تحقيق كنم و به نحو احسن آن را روي كاغذ بياورم، بنابراين بهتر از هر كسي مي دانم كه بهترين جاي ممكن براي اين كتاب، همان جا روي زمين است، يعني همان جا كه نفر قبلي آن را پرت كرده بود.
با نهايت تاسف
لموني اسنيكت
من الان دارم ميگما نگي نگفتي اين كتاب خوبيه براي اين كه كم تر پاي كامپيوتر بشيني !
يه چيز ديگه كه هست اينه كه . . اينه كه . . . راستي چي ميخواستم بگم ؟ آها اين آهنگي كه گذاشتم رو وبلاگ رو حتما گوش كنيد (در آرامش و سكوت كامل) و اگه خداي نكرده خواستيد نظر بديد ، نظرتونو راجع به اين آهنگ هم بنويسيد .
تا حالا هر كي گوش كرده خوشش اومده . نه فقط اين آهنگ . كلا همهي آهنگاي كريس ديبرگ عاليه !
يه آهنگم با گروه آريان خونده كه اونم خيلي قشنگه و اسمشم نوري تا ابديته.
با اين كه گروه آريان رو خيلي دوست دارم ولي بايد بگم كه اين گروه گند زده به اين آهنگ و فقط قسمتاييش كه كريس ميخونه قشنگه .
اگه ميخواين خيلي حال كنين بايد بفهمين كه چي ميگه . آهنگش خيلي روونه ولي اگه متن آهنگ رو متوجه نشديد يه سري به ادامه مطلب بزنيد تا اون جا متنشو ببينيد.
اگه اين آهنگ رو با كيفيت بالا هم ميخوايد براتون ميذارم تا دانلود كنيد.
راستي سلام كردم ؟ در هر صورت سلام !
تو پست قبلي فيلم سوئيني تاد رو گفتم حتما ببينيد واسه همين يه فيلمم اين دفعه پيشنهاد ميكنم .(شايدم 2 تا)
1.فيلم The Illusionist يا همون شعبده باز.داستان فيلم واقعا عاليه و آخر فيلم هم يه شوك بهتون وارد مي كنه ! (نترس بابا فيلمش اصلا ترسناك نيست)
(2.) يه فيلم ديگم هست كه 4 قسمته و ژانرشم مهيجه .
كه اسم قسمت هاي مختلفش به ترتيب اينه : (قسمت اولش حدودا براي 20 سال پيشه )
1.The Silence Of The Lambs (سكوت بره ها)
2.Hannibal (نام خانوادگي نقش اول فيلم : دكتر لكتر هانيبال)
3.Red Dragon (اژدهاي سرخ)
4.Hannibal Rising
حتما اين فيلمارو ببينيد مخصوصا قسمت اولشو !
حالا از ما گفتن بود.
حرف براي گفتن زياد داشتم ولي چون پست طولاني ميشه و كسي نميخونش تا همين جا كافيه !
اگه ديگه كاري نداريد ما رفع رحمت كنيم .
اينم لينك آهنگي كه گفتم :
آهنگ A Spaceman Came Travelling از Chris De Burgh با كيفيت 128kb
آهنگ A Spaceman Came Travelling از Chris De Burgh با كيفيت 32kb
اينم كد اين آهنگ براي وبلاگ :
بدرود !
Written By Professional Robot
ادامه مطلب




سلام
از قديم گفتن اول سلام بعدا كلام
واسه همينه كه اول عكسارو گذاشتم !
سلامي به بزرگي He و لطافت She و از اين جور صحبتا
خوشتون مياد هر روز وبلاگو به روز ميكنم
كيف كنيد
حالا راجع به اسم اين آپ :
Sweeney Todd :The Demon Barber Of Fleet Street
سوئيني تاد : آرايشگر پليد خيابان فليت
در خانه نشسته بوديم ناگهان . . .
ببخشيد ار ادامه دادن معذوريم
چون قديمي شده بي نمك ميشه
خوب دوباره از اول تعريف ميكنيم
هيچي فقط به خاطر اين كه فيلم خيلي قشنگيه
توپه
اسميه
گوشتيه
خوني هم هست
به نظر من فيلمو ببينيد لذتشو ببريد
اولين عكس هم از همين فيلمه
و كسي كه روي صندليه سوئيني تاد (جاني دپ)
دومين عكس هم عشقم كشيد بذارم
چيه حرفيه ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
خوب از هر چه بگذريم سخن من خوش تر است
يه تشكر ويجّه هم محسن كه هر يه ماهي يه سري ميزد
ميدوني چيه ؟
اصلا حال نوشتن ندارم !
نميدونم چرا ؟
البته ميدونما
به خاطر اينه كه خستم خوابم مياد
خوب فكر نكنم چيز خاصي هم واسه اين پست داشته باشم .
فقط اومدم چون خيلي وقت بود نيومده بودم
من برم ؟
اجازه هست ؟
اصلا واسه چي اومدم ؟
حالا در آينده اي نزديك بر ميگردم
يه لحظه صبر كن . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
يه سري عكس هم ميذارم تو ادامه مطلب
از محسن هم خواهش دارم لينك تمامي كتاب هاي دارن شان رو برام بذاره
راستي يه چيز درباره مدرسه
كجا رو ديديد كه معلم وسط سال عوض شه
معلم جديد 3 جلسه در ميان بياد
آخر سرم بپيچونه (منظورم دكتر جماليه كه تو دو تا پست قبلي راجع بهش گفتم)
يه چيز ديگم بگم و برم
شايد اينو بدونيد
ولي سايت دمنتور يه پادكست راجع به هري پاتر داره كه هر هفته شنبه نسخه جديدش مياد
خيلي چيز باحاليه
من از همون اول گوش ميكردم
ولي واسه كسايي كه گوش ندادن هنوزم دير نشده
يه سري به دمنتور بزنيد .
به قول يكي از بر و بكس (محسن) :
كاري ؟ باري ؟
تا بعد ![]()
ادامه مطلب
